![]() |
![]() |
|
| کار جنون ما به تماشا کشیده است....گفتم تو هم بیای و تماشای ما کنی |
|
آرام جانان
بدل الهام میگردد که الهامم نمی آید
نمی دانم چرا آرام جانانم نمی آید
نگارم سالها چشم انتظار دیدنت بودم
ولیکن قصه لیلی ومجنون سر نمی آید
ز بهر دیدن تو چشم هایم را نمی بندم
ز شوق دیدنت خوابی به چشم من نمی آید
هزاران بار مردم من ولیکن زنده کردی باز
بدان اینکار جز ناز تو از کس بر نمی آید
چو ماه اندر دل چاهی و خورشیدی به پشت ابر
که دستم کوته از هر دو و کاری بر نمی آید
گلستان دل من سوخت از داغ فراق تو
بجز شعله دگر چیزی برون از قلب بیمارم نمی آید
بدان آخر در این دنیا نباشد بین ما وصلی
رسی وقتی کنارمن که سودی بر نمی آید
بدان تنها تر از تنها میان کوچه میمیرم
ولی آهی دگر از سینه ام بیرون نمی آید
مهدی ماهرو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 12:42 توسط یاس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تو برای فرجت دست دعا را بردار...
شیعه را ورد زبان آمین است... گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست چون من در آن دیار هزاران غریب هست یا مهدی(عج)مولا.....ادرکنی ×××××××××××××× از بار گنه شد تن مسکینم پست یارب!چه شود اگر مرا گیری دست؟ گر در عملم آنچه تورا شاید نیست! اندر کرمت آنچه مرا باید هست السلام علیک یا فاطمه الزهـــــــــرا(س) ×××××××× قرار نيست به واسطه نوشتن براي چون اويي طلبکارش باشيم. آمده ایم تا بگوييم: "آقا ما بدهکاريم؛ خيلي هم بدهکاريم..." ×××××××××××× هیچ کس را طاقت لیلا پرستیدن نبود ، زین جهت لیلای من رخ از همه پنهان نمود ××××××××××××××××× اگه به سمت نور بری سایه ها پشت سرت قرار می گیرند |
|
RSS
|