![]() |
![]() |
|
| کار جنون ما به تماشا کشیده است....گفتم تو هم بیای و تماشای ما کنی |
|
سلام.....
دل تنگ یه جایی هستم..........یه جایی که به حق هم دلتنگی داره......یه جایی که همینطوری الکی الکی آدما رو توش راه نمی دن...............واسه همینم هست که من هنوز اینجام.... یه عالمه دلم واسه مشهدتنگ شده .................... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 15:30 توسط یاس |
|
|
مسیر انتظار
این مسیرانتظار آخر چقدر طولانی است
در فراق یار این دل سالها طوفانی است
بر لبم ذکر فرج بر دیدگانم انتظار
آه آقاجان چقدر این لحظه ها روحانی است
شور و شوق دیگری در قلب من برپاشده
گوییا این جمعه در این سرزمین مهمانی است
جان من اندر وجود بی یاد تو
همچو مرغی در قفس زندانی است
کاش میشد رویت ای مه رو ببینم در جهان
آرزویی که هزاران سال هم پنهانی است
دیدگانم را بر این ره دوختم من سالها
غافل از آنکه تمام عمر من حیرانی است
قلب خود را بهر تو آماده کردم کن قبول
بر قدوم نازنینت قلب من قربانی است
یوسف کنعان بود چشم انتظار روی تو
مهدی زهرا بیا این چشم ها بارانی است
مهدی ماهرو |
|
+ نوشته شده در
جمعه 21 فروردین1388ساعت 12:46 توسط یاس |
|
|
سلام بر تو مولای خوبم................
امروز .....میلاد با سعادت پدر بزرگوارتو............به خودت.....ارباب خوبم.......و به همه دوستارانتون....تبریک می گم..........................
نمی دونم به خودم جرات بدم ازتون عیدی بخوام یا نه؟؟؟؟من روسیاه....عیدی؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! آقا این عید عزیزو............بهتون تبریک می گم..............از صمیم قلبم.......... الهی فدای مهربونیات بشم مولا..............یه عالمه خوشحالم........توی دلم غوغایی هست.....مولای مهربونم...به خاطر پدر بزرگوارت منو همین امروز ببخش و حلال کن.........می دونم لایق این همه محبت نیستم..............اما..... اان شاالله میای و با خودت این روزا رو جشن می گیریم اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 فروردین1388ساعت 15:11 توسط یاس |
|
|
امروزتولدمن هست
تولدكسي كه شايدنبودنش غمي از غم هاي مولا كم ميكرد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 19:0 توسط یاس |
|
|
یابن الحسن....
آقای من...... من بی وفای مدعی هروقت فیلم یوسف پیامبرو می بینم..... بغضم می گیره....کلی خجالت میکشم....پر از شرم می شم که عشق واقعی اینه ومن .....آه در خیال عشق غرقم....................... تک تک جملات این فیلم....تک تک صحنه ها....تک تک اتفاق ها....خواستن ها ...رد کردن ها....شدن ها و نشدن ها....همه باعث خجالتم هستن..همه زخم هستن که به دل من زده می شن...... آه........... گاهی دلم نمی خواد این فیلمو ببینم.....آخه چه کنم که از خجالت اب می شم و فقط منو آقام اینو می فهمیم......و من بیشتر خجالت می کشم......می میرم از خجالت...از خودم بدم میاد....! آقا جان....حساب دوستام جدا هستن.....حساب اون کسی که داره این مطلبو می خونه جداست.... من....منو ....من یکیو خوب می شناسی.....من همونی هستم که ............ اگه جای تو بودم آقا....صد بار دست رد به سینه همچین آدمی می زدم......... انگار همه چی برعکس شده....انگار من معشوق و بی وفایی از من هست....و عاشق واقعی تو هستی..... چی شده؟؟!!!اینجا چه خبره؟؟؟تو از من چی دیدی اقا......چرا من هنوز هستم......چرا نمی گم همیشه....چرا گاهی توی فکر تو غرق می شم...............چرااااااااااا؟ جانم به فدای بهترین و بی نظیر ترین ارباب...........مظلومترین ارباب............. می دونم بیشتر از اینکه عمل کنم.....ادعا می کنم.........اره می خوام اعتراف کنم.....می خوام بگم... واسه اینکه نشانی تورا گم نکنم میام اینجا می نویسم....واسه اینکه تنها جایی که دارم اینجاست... اگه اینجا هم ننویسم.......دیگه...عشق تو کجاست؟؟؟؟گم می شه....نه نه گم می شم....گم می شم می خوام اعتراف کنم.......... آقا شرمندگی کسی رو بپذیر که نه سزاوار مهر توست......نه تاب ان دارد که از جمال دلگشایت دست بردارد آقا خودم حس می کنم....چقــــــــــــــــــــــدر ازت دور شدم........آقا من اگه تورو نخوام....اگه با تو نباشم...کیو بخوام...........با کی باشم....... آقا من شرمندتم........می دونم صدبار اینو گفتم......صدبار اومدم..........آقا تو خوبی...تو مهربونی....اما حیای من کو.....من با کلی شرمساری بازم هیچ جایی رو ندارم جز آغوش پر مهر تو..... آقا من چی کار کنم؟؟؟؟چیکار کنم از این بدبختی در بیام...........آقا من فقط دیگه تورو میخوام...نمیدونم چقدر منتظرتم......... خاک به سر من.......بمیرم اون روزی که مهرتو تو دلم نباشه.....به خدا لیاقت ندارم....به خدا آدم نیستم... آدم قدر مهرو محبت میدونه.....اما من......میگن....ظهور نزدیکه....اما من نزدیک نیستم....من دارم برعکس دور می شم....... خدایا...........من از خجالت چکارکنم؟؟وقتی اقا غائب هستن..من خجالت زدم.......وقتی هم اومدن از خجالت باید بمیرم.... دلم خوش باشه به چی؟اون بالا نوشتم....آخرعشقا...مهدی صاحب الزمان)عج( ولی تو اولی و اخری... تو همشی....تو...وقتی تو باشی اول و اخری نمیمونه....تو عشقی خود عشقی آقا منو ببخش........منوببخش....اره واسه صدمین بار میگم.....آقا به هزار بار هم می رسه....اما اگه گناهی میکنم......اگه بدبختم.........اگه بی ارزشم....جز تو خریدار ندارم....واسه همین همش میام پیشت.....به قولی گیرم بخرندم....به کسی کار ندارم........... نمیدونم بذارم تقصیر کی؟تقصیر چی؟همش بهونه است........همش خجلت.......نمیدونم واسه یه ادمی مثل من.....یه کسی با روحیات من.....این مشکل لعنتیم......واقعا این اجازه رو بهم میده که بهونه بیارم.... همیشه از خدا خواستم یه غم داشتهباشم اونم غم فراق تو باشه....تا جایی که حتی منو بکشه...ولی.......نشد...!!!!!!!!!!آقا فقط تورو دارم........فقط تورو دارم....فقط تو.....اگهتو هوای منو نداشته باشی من باید برم بمیرم...آقا تنهام نذار ....هیچ وقت تنهام نذاشتی.....دستتو بده من...تو این دلواپسیا....تو این حس و غم لعنتی.....اگه دستم تو دست تو نباشه...........دیدی تو فیلم یوسف چی گفت؟ــ هیچ کس به جماعتی که به پیمان وفا نمی کند اعتماد ندارد ــ ولی اقا درسته من به خیلی از عهدهام وفا نکردم.........نمی گم بهم اعتماد کن...چون می دونم دوباره دلتو می شکنم......چی بگم...بهت حق می دوم....محبت بهم می کنی...دلم می سوزه....خجالت می کشم....ولی چیکار کنم ادم نمی شم.........فکرم از همه چی پره....تو کجایی مولا؟ببخشید.....ببخشیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد حتی دردودلام هم با تو کم شده............من با این همه بار خجالت چه کنم؟؟ اللهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 فروردین1388ساعت 11:53 توسط یاس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به صد امیــد نهادیم در این بادیــه پای
/ ای دلیـــل دل گمگشتــه فرو مگــذار تو برای فرجت دست دعا را بردار... شیعه را ورد زبان آمین است... گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست چون من در آن دیار هزاران غریب هست یا مهدی(عج)مولا.....ادرکنی ×××××××××××××× از بار گنه شد تن مسکینم پست یارب!چه شود اگر مرا گیری دست؟ گر در عملم آنچه تورا شاید نیست! اندر کرمت آنچه مرا باید هست السلام علیک یا فاطمه الزهـــــــــرا(س) ×××××××× قرار نيست به واسطه نوشتن براي چون اويي طلبکارش باشيم. آمده ایم تا بگوييم: "آقا ما بدهکاريم؛ خيلي هم بدهکاريم..." ×××××××××××× هیچ کس را طاقت لیلا پرستیدن نبود ، زین جهت لیلای من رخ از همه پنهان نمود ××××××××××××××××× اگه به سمت نور بری سایه ها پشت سرت قرار می گیرند |
|
RSS
|