![]() |
![]() |
|
| کار جنون ما به تماشا کشیده است....گفتم تو هم بیای و تماشای ما کنی |
|
سلام
هفته پیش جمعه جمکران بودم....ان شاالله خدا قسمت کنه...این هفته مشهدالرضا هستم مشهدو از خود حضرت معصومه(س) خواستم....البته خیلی هم دلتنگ صحن و سرای حرم آقام بودم....ان شاالله قسمت بشه برم....ان شاالله قسمت بشه بریم!.........خدارو شکر.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 آبان1387ساعت 13:45 توسط یاس |
|
|
سلام
من از شهر عشق برگشتم.... قم....و بعد جمکران...و ری... جای همتون خالی همه رو دعا کردم....همه رو خیلی خوب بود اصلا حال و هوای متفاوتی بود ....حضرت معصومه....چه حس صمیمانه ای داشتم حسی که قبلا در من نبود اخه این دفعه احساس می کردم دعوت شده خود حضرت هستم.... آخه روز میلادشون..همین چند روز پیش ازش خواستم...و دعوت شدم..... و
جمکران.. نمی دونستم داریم می ریم اونجا ...بی خیال توی اتوبوس نشته بودم... ولی وقتی فهمیدم....تابلوهای کنار جاده رو خوندم..بی تاب شدم....تا اینکه...از دور گنبد فیروزه ای خوشگل مسجدو دیدم....واااااااااااااای چه حسی داشت... باورم نمی شد اینجا همون جمکران هستش....اینجا مسجد آقامه...نمی دونین تو دلم چه حالی بود اگه حالا این اتوبوس یه جایی می ایستاد...!!! مثل کسی بودم که ............بی خیال... ولی بی تاب رفتن بودم....دیگه نمی تونستم تو اتوبوس بمونم..... من که رفتم!!! خدایا صبح جمعه....ندبه...اونم تو مسجد جمکران......یاد همتون بودم.....همه خیلی خوب بود...خجالت می کشیدم همش می گفتم من این همه بدی کردم ولی بازم آقا منو خواست این همه بی وفایی ولی آقا بازم منو شرمسار کرد....خیلی خجالت کشیدم ولی هیچ چاره ای جز اشک نداشتم.... خیلی خوب بود ....هرچی این گنبدو نگاه می کردم....بازم چشمام سیر نمی شد دل نمی کند آه....خیلی عکس گرفتم ولی هنوز وقت نکردم بذارمشون اینجا.... حتما یه مطلب بهتر خواهم نوشت...البته به شرط حیات....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 آبان1387ساعت 14:35 توسط یاس |
|
|
"ای که در مدار آسمانی خدا تو هماره کهکشانی از کرامتی
ای نوید اشفعی لنا به زائران بی نشان خود عنایتی...." اگه خدا قسمت کنه.....دارم می رم قم ....و جمکراااااان خدارو شکر همه رو یاد می کنم! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 14 آبان1387ساعت 14:38 توسط یاس |
|
|
سلام
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا(ع) السلام عليك يا صاحب الزمان(عج) السلام عليك يا علي بن ابي طالب)عليه السلام) این شب ها نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند ببین تنهاییم را در حضور واژه های بی نفس |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 7 آبان1387ساعت 15:19 توسط یاس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به صد امیــد نهادیم در این بادیــه پای
/ ای دلیـــل دل گمگشتــه فرو مگــذار تو برای فرجت دست دعا را بردار... شیعه را ورد زبان آمین است... گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست چون من در آن دیار هزاران غریب هست یا مهدی(عج)مولا.....ادرکنی ×××××××××××××× از بار گنه شد تن مسکینم پست یارب!چه شود اگر مرا گیری دست؟ گر در عملم آنچه تورا شاید نیست! اندر کرمت آنچه مرا باید هست السلام علیک یا فاطمه الزهـــــــــرا(س) ×××××××× قرار نيست به واسطه نوشتن براي چون اويي طلبکارش باشيم. آمده ایم تا بگوييم: "آقا ما بدهکاريم؛ خيلي هم بدهکاريم..." ×××××××××××× هیچ کس را طاقت لیلا پرستیدن نبود ، زین جهت لیلای من رخ از همه پنهان نمود ××××××××××××××××× اگه به سمت نور بری سایه ها پشت سرت قرار می گیرند |
|
RSS
|