![]() |
![]() |
|
| کار جنون ما به تماشا کشیده است....گفتم تو هم بیای و تماشای ما کنی |
|
سلام
دلم گرفته....به خاطر یه فکر اشتباه...یا هرچیز دیگه تهمت دوستی خاله خرسه روبهم زدن....!!! ***************************************************** سلام حل شد..............................خدارو شکر
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 12:51 توسط یاس |
|
|
........ سلام...! شرمندم.........شرمنده ی آقا...و شما....شرمنده خودم... میدونم اون جشن بزرگ آسمونی دیروزبود....باور کنید نتونستم بیام....خیلی هم جلیز و بلیز کردم...نشد امیدوارم هیچکس ازم خسارت دیرکرد نگیره.... تبریک
میلاد بسیارمبارک
عزیز دلمون...مولامون
اربابمون
امام زمانمون (عج)
برتمامی اهل باصفای عصمت
وبرقلبهای پاک
تهنیت بــــــــــــــــــــــاد
باشد تا با ظهورش شادی مارو
هــــــزاربرابر کند...
ان شاالله جشن ظهـــــور
هــــــــــــــــــــــــــــورااااا آقا جون! نیمه شعبان...ما هم که بچه شیعه... عیدی ما یادت نره(حتی با این که دیرآپیدم)!!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 11:29 توسط یاس |
|
|
سلام.....
بعد از یه هفته دوباره اومدم..دوباره لیاقت پیدا کردم بیام اینجا....همش این بود:: ۱-انتظار...شوق...دلتنگی....سلام ۲-وصال...شوق....دل شکسته...حرف دل.... ۳-وداع ....گریه....دلتنگی.... و همش هوای اونجا هم صدا بود با سکوت حاصل از غربت....و غیبت!!و پر از دلتنگی.......... آه ............................................................................................ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 25 مرداد1387ساعت 17:15 توسط یاس |
|
|
سلام.......سلام بر مولای خوبم صاحب الزمانم)عج( خوبین؟ من که خوبم..............اخه دارم می رم مشهد..جمعه....تا یه هفته دیگه هم نیستم خدا می دونه شایدم بیشتر....... خوشحالم.....حتما برای همه دعا می کنم یه هفته ای از دستم راحت می شین.....نایب الزیاره هستم....دعا کنید آقا بطلبه...تا اخرش خوب پیش بره........اومدم حسابی مینوسیم....البته اگه اومدم............ مخلص و ملتمس دعای همه دوستان هستم مشهد دعا می کنم....شما هم دعا کنید ظهور آقا تو همین ماه شعبان باشه ان شاالله فعلا حلالم کنید بچه ها.....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 23:16 توسط یاس |
|
|
**** ديشب کسي براي تو سجاده وا نکرد بغضي ترک نديد و گلويي صدا نکرد انگار ما بـــدون حضور تو راحتيم و قتي کـسي براي ظهورت دعا نکرد *** |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 مرداد1387ساعت 9:50 توسط یاس |
|
|
خیلی دلم میخواد یکی اینو واسم روشن کنه.......که چرا؟؟من جزو کیا هستم؟؟ من کجای این حرفام؟؟؟؟ترو خدا...
تمام شب به خيال تو رفت و ، مي ديدم من صدا مي زنم :
” باز كن پنجره ، باز آمده ام من پس از رفتنها ، رفتنها ؛ با چه شور و چه شتاب در دلم شوق تو ، اكنون به نياز آمده ام
“داستانها دارم ... از دياران كه سفر كردم و رفتم بي تو از دياران كه گذر كردم و رفتم بي تو بي تو مي رفتم ، مي رفتن ، تنها ، تنها وصبوري مرا كوه تحسين مي كرد من اگر سوي تو برمي گردم دست من خالي نيست كاروانهاي محبت با خويش ارمغان آوردم من به هنگام شكوفايي گلها در دشت باز برخواهم گشت تو به من مي خندي من صدا مي زنم : ” آي باز كن پنجره را “ پنجره را مي بندي با من اكنون چه نشستنها ، خاموشيها با تو اكنون چه فراموشيهاست چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم خانه اش ويران باد
اره ..باز منم...ببخشید اگه دوستم نداری ومن همیشه تورو مخاطب خودم قرار می دم می دونم از مربانی و رافتت به حرفامم گوش می دی!ممنون آقا میدونی چی شده!!خیلی خیلی بهتر از هر کسی حتی بهتر از خودم می دونی چه زخمی به قلم خورده.... می دونی حس زجر آوریه وقتی جایی که به شدت دوسش داری دعوت بشی بعد صاحبخونه بهت برسونه نیا..نیا...تو وسط مهمونام خیلی ضایعی... نیا ...اشتباه شد...کارت دعوت مال کس دیگریه...تو چرا این قدر هول کردی اونم کی اینو بهت بگن..وقتی که از رفتن خودت مطمئنی... من باید چی کار کنم؟؟؟؟!!!!! این رسم عشق بازیه؟؟؟ اره می تونم خودمو امیدوار کنم بگم... اگر با من نبودش او میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی... می شه امیدوار شد بهش....!!! میدونم دلش می سوزه برام....... منو باش فکر میکردم از بعد از اعتکاف چه جایزه هایی دارم می گیرم...زهی خیال باطل!!!!! ز قطره قطره اشک من ببین که بوی تو می آید دو دست خسته و لرزانم به سمت و سوی تو می آید دوستانی که آقا خواستشون...رفتن....یاد من بی لیاقتم باشن... که اگه آقا منومیخواست دعوتم میکرد تاآآآآآآآآآآآآآآآآآاخرش آقا ....منو ببخش اگه کاری کردم... شرمندگی کسی رو بپذیر که سزاوار مهر تو نیست.... . . . همین! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 8:52 توسط یاس |
|
|
تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي چرا بهانه نگيرم چرا نمي آيي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 11:20 توسط یاس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به صد امیــد نهادیم در این بادیــه پای
/ ای دلیـــل دل گمگشتــه فرو مگــذار تو برای فرجت دست دعا را بردار... شیعه را ورد زبان آمین است... گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست چون من در آن دیار هزاران غریب هست یا مهدی(عج)مولا.....ادرکنی ×××××××××××××× از بار گنه شد تن مسکینم پست یارب!چه شود اگر مرا گیری دست؟ گر در عملم آنچه تورا شاید نیست! اندر کرمت آنچه مرا باید هست السلام علیک یا فاطمه الزهـــــــــرا(س) ×××××××× قرار نيست به واسطه نوشتن براي چون اويي طلبکارش باشيم. آمده ایم تا بگوييم: "آقا ما بدهکاريم؛ خيلي هم بدهکاريم..." ×××××××××××× هیچ کس را طاقت لیلا پرستیدن نبود ، زین جهت لیلای من رخ از همه پنهان نمود ××××××××××××××××× اگه به سمت نور بری سایه ها پشت سرت قرار می گیرند |
|
RSS
|