![]() |
![]() |
|
| کار جنون ما به تماشا کشیده است....گفتم تو هم بیای و تماشای ما کنی |
|
مولای من سلام.......... امیدوارم حالتون خوب باشه........امیدوارم ...از خدا می خوام که قلبتون بیشتر از این به درد نیاد از خدا می خوام ظهورتونو خیلیییییییییییییی نزدیک کنه ...... یه چیزی می بینیم...........یه حرکتی ...حرفی.....یه چیزی که خیلی دلمون به درد میاد..هر وقتم یادش می کنیم باز پر از غصه می شیم............عذاب می کشیم..........قربانت برم آقا که تو همیشه همیشه شاهد خیلی مسایل هستی..........و عجب صبری داری..... آقا جان...... به خدا دلتنگم............به خدا دلتنگی مرگ تدریجیه..........آقا چشمای بارونی من با این اشکا پاک نمی شه.....میدونی با چی پاک و خدایی می شه...........چشمای من منتظر و در آرزوی دیدار تو هستند چشمای من به عشق جمکرانت اشک می ریزند دلم به حال دلم می سوزه...........این ورزا آقا همه دارن میان جمکران...........به خدا منم دلم می خواد بیام.............منو بطلب........می خوامم بیام جمکران اونجا دستامو به طرف آسمون خدا دراز کنم فرجتو بخوام ....می خوام چشمای من اون کنبد فیروزه ایتو زیارت کنن.......می خوام خوب به این تن خاکیم برگردم............مولا دریاب.... درد کوی نیکنامان ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را من بچه بدی بودم.....خجالت می کشم بگم من شاگرد بدی بودم...............اما شما رو هنوز معلم خودم می دونم.می دونم زیاد به حرفاتون گو.ش نمی دم................اما حواسم هست همه جا هستید و مواظبمید............مولای من............این اشکا ارزشی ندارند واقعا؟؟؟؟؟من همیشه از خدا خواستم هیچ و قت این اشکار و ازم نگیره............من می دونم یا حداقل ایمان داشتم دل شکسته یه جایی خریدار داره......چشم بارونی یه جایی دیده می شه................مولا سکوتم از رضایت نیست ........دلم اهل شکایت نیست مولا بهم نشون بده که این اشکا الکی ازاین چشم جاری نمی شن آخه اگه پاک نبودن که از این چشم الوده جدا نمی شدن................... مولا منتظرتیم...........کی میایی؟کی؟ قربون غریبیت برم آقا..........قربان دل شکسته ات برم........ بچه ها بهم می گن ........عاشق.....فکر می کنن من عاشق یکی از اهمین ادمایی هستم که دلتو می شکونند اما نمی دونن من اشک می ریزم برای تو...........اشکمی ریزم چون دلم داره می ترکه از غم.........گریه می کنم ......چون دلم خیلی تنگ شده..چون دلم تو رو می خواد.....مسجدتو می خواد...........بهم حق بده آقا...........قلب سیاهم یه وقتی دلتنگ می شه.......یه جورایی اینقد دلمو برات تنگ کردم که هیچکس دیگه ای توش جا نمی شه.........می دونم ارزششو داره.......یقین دارم.........مولا ترو خدا منو دریاب............ خداجون..بسه دیگه به خدا بسه دیگه..........مگه ما چقدر تو این دنیای پست زندگی می کنیم....به خدا می ترسم این قد سرم مشغول زندگی بشه که فرقی با دنیا و تمام فراموش شده هاش نداشته باشم نمی خوام بیهوده توی این دنیا چند صباحیو بگذرونم.............دلم میگیره.....گناه می بینم.......از جونایی که می تونستند سرباز تو باشن....اونوقت تو حالا اومده بودی.......چه خوب می شد........... وقتی درد و دلای بچه های وبلاگی رو می خونم می بینم چقدر قشنگ باهات درد و دل کردن...بهترین الفاظو برگزیدن............می فهمم چرا این اشکا تا حالا کاری نکردند..........البته وقت زیادی نیست که خدا اینا رو بهم هدیه داده....اما شاید می تونستند تا حالا کار خودشونو انجام بدن........شاید بگین این ظواهر مهم نیست مهم حرفای دله که آقاخودش با بهترین عبارات می خونه دوستت دارم عزیزم دوستت دارم مولایم فدای تو.... منتظر؟؟؟؟ تو!!! ای انتهای صبر وتحمل شتاب کن ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 16:39 توسط یاس |
|
اين بمب ساعت 21 امشب در حسينيه شهدا وابسته به كانون رهپويان وصال كه هر شنبه در نشست هفتگي به بررسي فرق ضاله از جمله وهابيت و بهائيت ميپردازند، منفجر شده است.
گل اشکم شکوفا میشد ای کاش اقاجااااااااان....مولا این دشمنی رو این پرپرشدن ها رو چگونه تحمل کنیم..........این بغض خفه کننده این کینه مانده در دل را چگونه جواب دهیم............بیا مولا... بچه ها !!!شهادت تو این دوره زمونه این طوریه خدایا....... |
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:34 توسط یاس |
|
|||
|
سلام بر مولای غریبم
رو به روم می شینه از عشقش می گه....با چه ذوقی تعریف می کنه.... از روزهایی که منتظرش بوده حتی منتظر یه حرف کوچیک یه تک زنگ...منتظر اومدنش.....از شبایی می گه که تمامشو گریه کرده ...از این که به خاطرش داشته دیوونه می شده....اینکه انتظار اومدنش رو می کشیده با این که می دونسته هیچ وقت بهش نمی رسه........از نا مه هایی که براش می نوشته .....وای وای وای مولا...........خاطر خواه این طوری داری؟....کسی تو این دنیا هست منتظر نوایی از تو باشه...منتظر نگاه تو باشه....تمام شبو برای اینکه اونروز ندیددت اشک بریزه.....دفتر ها برات پر بکنه.....دلش فقط تو رو بخواد نتونه به کسی دیگه فکر کنه............ اگه داشتی ..........حالا اینجا پیش ما بودی!!!!نه؟؟ قربان دل صبورت برم مولا ی غریبم مولا همش تقصیر از ماست می دونم......................وگرنه کدوم عشق بهتر از شما.........کدوم عشقه که همش به یاد عاشقش باشه............کدوم معشوقه است که همیشه هوای خاطر خواهشو داشته باشه..........مولا...............شرمنده ایم به خدا .....مارو ببخش که در قلبمونو باز گذاشتیم که هر کی می خواد بره و بیاد یا اگه حالا بعضی هامون قفلش کردیم این قدر این قفل هرزه که با هر کلیدی باز می شه.....ببخشید که اول برای همه دعا می کنیم بعد یادمون می افته به شما...........ببخشید که قلبمون درد گرفته برا همه جز برای عشق شما............مولا غربت عجب سخته.......... حلالمون کن..................هرچیزی بگم ............همش بهانه است...... دوستت دارم... اللهم عجل لولیک الفرج --------------------------------------------------------------------------------------- دوستان سری هم اینجا بزنید و از عقایدتون دفاع کنید |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 فروردین1387ساعت 0:34 توسط یاس |
|
|
به نام آن که قلب را برای تپیدن عشق آفرید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 18:4 توسط یاس |
|
|
سلام.......
از این که داره عید تموم می شه وباید برگردید سر درس وکلاس و کار و زندگیتون ....واقعا متاسفم! همین آخرین روزای عید بود رفتیم جایی عید دیدنی(به هوای عیدی!!!!)بعد از مدتی وقتی بلند شدیم آخرین لحظات بود که صاحبخانه البته خانمشون منو بوسیدندو گفتند اگه رفتی مسجد جمکران مارو هم یاد کن... یعنی اینو که گفت حالی کردم....نمی دونید....بابا بین این همه جای زیارتی این جا رو گفت...تازه اصلاچرا بهم اینو گفت؟؟؟ چرا چرا این حرف باید به من زده بشه؟؟؟؟نمی دونید چه حالی بودم....هرچقدر هم بگم..حق مطلب ادا نمی شه....دیگه با خودتون خدایا یعنی قسمتم می شه؟؟؟؟کاشکی برام دعا کنید ....دعای شما بالا بالا ها می ره..... اقاجونم.........مولایم برایم دعا کن بیام.......خواهش می کنم..............قربان عنایت ها ی سبزت اللهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 22:59 توسط یاس |
|
|
خدايا تو را شکر ميکنم که اشک را آفريدي که عصاره ي حيات انسان است
آنگاه که در آتش عشق ميسوزم يا در شدت درد ميگدازم يا در شوق زيبائي و ذوق عرفاني آب ميشوم و سراپاي وجودم روح ميشود لطف ميشود عشق ميشود سوز ميشود و عصاره ي وجودم بصورت اشک آب ميشود و بعنوان زيبا ترين محصول حيات که وجهي به عشق و ذوق دارد و وجهي ديگر به غم و درد در دامان وجود فرو ميچکد. اگر خداي بزرگ از من سندي بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و ..... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 فروردین1387ساعت 17:21 توسط یاس |
|
|
کنار آب و پای بید و طبع شر و یاری خوش
معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش الا ای دولتی که قدر وقت میدانی گوارا بادت این عشرت که داری روز گاری خوش هر آنکس را که در خاطر زعشق دلبری باریست سپندی گو بر اتش نه که داری کاری و باری خوش
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 فروردین1387ساعت 22:58 توسط یاس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تو برای فرجت دست دعا را بردار...
شیعه را ورد زبان آمین است... گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست چون من در آن دیار هزاران غریب هست یا مهدی(عج)مولا.....ادرکنی ×××××××××××××× از بار گنه شد تن مسکینم پست یارب!چه شود اگر مرا گیری دست؟ گر در عملم آنچه تورا شاید نیست! اندر کرمت آنچه مرا باید هست السلام علیک یا فاطمه الزهـــــــــرا(س) ×××××××× قرار نيست به واسطه نوشتن براي چون اويي طلبکارش باشيم. آمده ایم تا بگوييم: "آقا ما بدهکاريم؛ خيلي هم بدهکاريم..." ×××××××××××× هیچ کس را طاقت لیلا پرستیدن نبود ، زین جهت لیلای من رخ از همه پنهان نمود ××××××××××××××××× اگه به سمت نور بری سایه ها پشت سرت قرار می گیرند |
|
RSS
|