![]() |
![]() |
|
| کار جنون ما به تماشا کشیده است....گفتم تو هم بیای و تماشای ما کنی |
|
عمو عباس علمت کو عموی خوبم.............................عمو عباس تو نرو تا که پا نکوبم
حضرت عباس عليه السلام كه اكبر اولاد ام البنين و پسر چهارم اميرالمؤمنين عليه السلام بود و كنيتش ابوالفضل و ملقب به سقا و صاحب لواي امام حسين عليه السلام بود، چنان جمال دل آرا و طلعتي زيبا داشت كه او را ماه بني هاشم ميگفتند و چندان جسيم و بلند بالا بود كه بر پشت اسب قوي و فربه بر نشستي پاي مباركش بر زمين ميكشيدي. او را از مادر و پدر سه برادر بود كه هيچكدام را فرزند نبود. ابوالفضل عليه السلام اول ايشان را به جنگ فرستاد تا كشته ايشان را به بيند و ادراك اجر مصائب ايشان فرمايد. پس از شهادت ايشان به نحوي كه ذكر شد بعضي از ارباب مقاتل گفتهاند كه چون آن جناب تنهائي برادر خود را ديد به خدمت برادر آمده عرض كرد اي برادر آيا رخصت ميفرمائي كه جان خود را فداي تو گردانم؟ حضرت از استماع سخن جانسوز او به گريه آمد و گريه سختي نمود، پس فرمود اي برادر تو صاحب لواي مني چون تو نماني كس با من نماند. ابوالفضل عليه السلام عرض كرد سينهام تنگ شده و از زندگاني دنيا سير گشته ام و اراده كرده ام كه از اين جماعت منافقين خونخواهي خود كنم.حضرت فرمود پس الحال كه عازم سفر آخر گريده اي، پس طلب كن از براي اين كودكان كمي از آب، پس حضرت عباس عَلَيْه السًَلام حركت فرمود و در برابر صفوف لشكر ايستاد و لواي نصيحت و موعظت افراشته و هر چه توانست پند و نصيحت كرد و كلمات آن بزر گوار اصلاً در قلب آن سنگدلان اثر نكرد. لاجرم حضرت عباس عَلَيْه السًَلام به خدمت برادر شتافت و آنچه از لشكر ديد به عرض برادر رسانيد.كودكان اين بدانستند بناليدند و نداي العطش العطش در آوردند، جناب عباس عَلَيْه السًَلام بي تابانه سوار بر اسب شده و نيزه بر دست گرفت و مشگي برداشت و آهنگ فرات نمود شايد كه آبي به دست آورد.پس چهار هزار تن كه مو كل بر شريعة فرات بودند دور آن جناب را احاطه كردند و تيرها به چلة كمان نهاده و به جناب او انداختند، جناب عباس عَلَيْه السًَلام چون شير شميده بر ايشان حمله كرد و رجز خواند
و از هر طرف كه حمله مي كرد لشكر را متفرق مي ساخت تا آنكه به روايتي هشتاد تن را به خاك هلاك افكند، پس وارد شريعه شد و خود را به آب فرات رسانيد چون از زحمت گير و دار و شدت عطش جگرش تفته بود خواست آبي به لب خشك تشنة خود رساند دست فرا برد و كفي از آب برداشت تشنگي سيدالشهداء عَلَيْه السلام و اهلبيت او را ياد آورد آب را از كف بريخت:
ادامه مطلب |
|||
|
+ نوشته شده در
جمعه 28 دی1386ساعت 15:50 توسط یاس |
|
یا اباالفضل العباس............ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 27 دی1386ساعت 23:5 توسط یاس |
|
|
وقتي جنازه ي منو تو خاك غربت مي ذارن
وقتي همه جنازمو جا ميذارن تنها ميشم ميون تاريكي قبر منتظر مولا ميشم وقتي فرشته ها ميان من منتظر روي زمين صدايي از دور مي رسه اين ميت و رها كن چرا عذابش مي كنين ؟چكار دارين با بدنش؟ گر چه گنه كاره ولي بوي حسين ميده تنش با اين همه باره گناه شعر حسينو سروده اينو جهنم نبريد آخه اباالفضلي بوده بااين كه به همراه خودش باره گناه توشه داره توي دلش آروزي ضريح شش گوشه داره ا سفره ي عشق حسين اسيرو احساسي بوده صاحب اين بدن آخه روضه العباسي بوده
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 25 دی1386ساعت 12:53 توسط یاس |
|
|
بي چشم تر مباش كه ايّام ماتم است تا چون حباب در گرهت نقدي از دم است مكرر نقل كردند كه وجود مبارك رسول الله«ص» در حالات گوناگون گاهي لبان مطهر ابي عبدالله را مي بوسيد، گاهي زير گلوي حضرت را مي بوسيد. گاهي دكمه هاي ابي عبدالله را باز مي كرد، از زير گلو تا سينه را مكرر مي بوسيد. مردم نمي فهميدند براي چه وجود مبارك پيغمبر اين كارها را مي كند! و با ساير بچه ها اينطور عطوفانه رفتار نمي كرد... خدایا خدایا توی این ایام کمکمون کن و نذار اشک چشممون خشک شه یا کم بشه.......نذار از کسانی بشیم که فاطمه زهرایت (س) بهمون بفرمایندکه به چشمهایتان التماس کنید که برای حسین من بگریند التماس دعا برای فرج اقا....................دعا کنید اقامون توی این ماه محرمی بیاد........دعا کنید |
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 دی1386ساعت 13:4 توسط یاس |
|
![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 19 دی1386ساعت 13:24 توسط یاس |
|
سلام بوي محرم داره مياد پرچم هاي مشكي...............لباس هاي مشكي...............زنجيرها..........نيازها گريه ها........ناله ها...اشك ها........سوزها........... بچه هايي كه به عشق محرم ...امام حسيني مي شن وااااااااااااااااااي چه شور و حالي يا امام حسين)ع( آقا...............يه ماه محرم ديگه...اومد ديدمش...........اين يعني يه فرصت ...به خاطر يه چيزي كه تو وجودم ديدي.... يا امام.....ااماما......سرورا.... توفيق بده توي اين ماه عزيز بتونيم مخلصانه براي شما..براي مولامون كار كنيم توفيق مي خواد السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين)ع(
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 دی1386ساعت 22:41 توسط یاس |
|
|
عيدتون مبارک
شيعه ها.... تبريک آقا جون...عيدت مبارک....عزيزم مولا....سرور
به اميد اينکه يه روز جشن ظهورت را با شکوه تر بگيريم اللهم عجل لوليک الفرج |
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 دی1386ساعت 13:11 توسط یاس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به صد امیــد نهادیم در این بادیــه پای
/ ای دلیـــل دل گمگشتــه فرو مگــذار تو برای فرجت دست دعا را بردار... شیعه را ورد زبان آمین است... گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست چون من در آن دیار هزاران غریب هست یا مهدی(عج)مولا.....ادرکنی ×××××××××××××× از بار گنه شد تن مسکینم پست یارب!چه شود اگر مرا گیری دست؟ گر در عملم آنچه تورا شاید نیست! اندر کرمت آنچه مرا باید هست السلام علیک یا فاطمه الزهـــــــــرا(س) ×××××××× قرار نيست به واسطه نوشتن براي چون اويي طلبکارش باشيم. آمده ایم تا بگوييم: "آقا ما بدهکاريم؛ خيلي هم بدهکاريم..." ×××××××××××× هیچ کس را طاقت لیلا پرستیدن نبود ، زین جهت لیلای من رخ از همه پنهان نمود ××××××××××××××××× اگه به سمت نور بری سایه ها پشت سرت قرار می گیرند |
|
RSS
|