![]() |
![]() |
|
| کار جنون ما به تماشا کشیده است....گفتم تو هم بیای و تماشای ما کنی |
|
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا(ع) تبريك تبريك.........................ولادت هشتمين خورشيد درخشان.....هشتمين آفتاب ولايت....امامت....سروري...........................................مبارك آقا جون قربونت برم///////////////عنايتي....... اين عيد بزرگ و خجسته رو به مولاي حاضر و ناظر و عزيزمون هم تبريك مي گم شايد اين عيد خجسته گوشه اي از غم و غصه ي مولا را كم كنه...ان شاالله به اميد ظهورت مولاي عزيزم. السلام عليك يا بقيه الله.............برايت دعا مي كنم.....گوشه چشمي اقا جان... اللهم عجل لوليك الفرج... خدايا ظهور را نزديك كن تا دل عزيزمون شاد بشه.....مولا و ما ....منتظريم...... اي كا ش جشنمان را با ظهور تو بر پا مي كرديم..... شادي است ولي غصه اي در دلهاست و ان نيامدن توست ......العجل العجل.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 11:34 توسط یاس |
|
دوباره درد و دل....... سلام برمولای خوبم دیدی......... دستم به نوشتن نمیاد......یعنی نمیدونم از کجا باید شروع کنم............ ............ ................ .......................... .................................. ......................................... ................................................. دیدی اون دو شب چه حالی داد................ من که خیلی خوشم اومد به خدا...................... اینارو توی گوشیم وقتی دلم گرفته بود با اشک نوشتم....اینجا هم مینویسمشون.... آقا جونم ...بهترین مولا...واسه بنده افتخاره زیر سایتون بشینم..... من گدای در خونتم یا مهدی فاطمه(عج) دوست دارم.....همین ...چه حس خوبیه وقتی عشقی توی قلبت احساس کنی و اون عشق متعلق به تو باشه..اقا هیچ وقت قلبمو از این عشق خالی مکن...دستم رو بگیر ..من جز شما مگه کیو دارم؟؟؟؟ آقا من فهمیدم که شما منو دوست دارین ولی من شما رو چقد از دست خودم ناراحت کردم...بی معرفتیه..نامردیه..میدونم دیرو هم یه نفر گفت ....ما بشریم گناه می کنیم.........هرکار می خوایم می کنیم و لی.... ولی.....بی وفایی نکنیم...بی وفایی نکنیم.... آقا برای اون کسی که باعث میشه من اینجا بنویسم......و ... ... دعا کن
ای دل غمین مباش که مولای ما مهدی(عج)است |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 آبان1386ساعت 11:1 توسط یاس |
|
|
دوباره مطلبی از جمکرانت خوندم آقا....
ببخشید سلام دوباره دلم هوایی شد آقا.... دلم می خواد بیام ببینمش.... دلم می خواد اونجا عقده کهنه دلمو با اشکای بی لیاقتم باز کنم.... اما اقا همینه اشکای من......فقط می دونم برای شما.......... سرچشمه گرفته از یاد و شاید عشق شماست.... قبول کن.....که من دیگه چیزی ندارم......تمام داراییم و سرمایمه......آقا جهنم میدونی چیه؟ اینکه به خاطر من دلت بشکنه.........وگرنه اون آتیش خدا در مقابل سوزش قلب تو یه تیکه یخه........ آقا بغضم گرفته و دلم میخواد اشک بریزم............................................. آقا منو بطلب......ادرکنی...ادرکنی...ادرکنی............... تو برای فرجت دست دعا را بردار شیعه را ورد زبان آمین است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 20 آبان1386ساعت 10:51 توسط یاس |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 آبان1386ساعت 15:11 توسط یاس |
|
دوباره درد ودل........
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای دوباره نوشتم درد و دل کردم اشکم داره در میاد مشهد که نرفتم تا اخرین لحظه نزدیک بود............ولی نرفتم....آخرین لحظه یعنی همه توی اتوبوس بودن بچه ها....یه عالمه درد و دل نوشتم ولی همش پاک شد شاید قسمت بود تا بنویسم خودم راحت شم آقا هم حتما می دونن بین من و اقا.... دعا می کنم از بی لیاقتیم نباشه...چون همه اسامی لیست رفتند و من تنها اسمم موند برام دعا کنید کاشکی تمام درد دلام برمی گشتند رو صفحه.......... وای وای ......... همه رفتند من ته لیست موندم.............امیدوارم اخر لیست آقام نباشم........ ولی سلام می دم یا امام رضا (ع) سلام علیک سلام علیک ای شه ارض توس سلام علیک سلام علیک ای تو شمس الشموس سلام علیک سلام علیک حج مستضعفین......سلام علیک سلام علیک سلام بر تو ای اقای مهربونم.............اقا ....آخه عشق یه عاشق ؟؟؟؟؟ با ندیدن کم نمی شه یه عنایتی هم به ما بکن.....همین همین بچه ها اگرچه حرفایی که قبلا نوشتم مفصل تر بود ولی..... همین |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 آبان1386ساعت 15:3 توسط یاس |
|
|
سلام يادتونه خيلي دلم هواي جمكران داشت..... اونروز ما رو بردن جمكران نه جمكران.....ولي خب جمكران...اما جمكران ۲...... يعني چي؟؟؟ يه جايي هست تو استان يزد كه مسجدي ساخته شده و جريان ساخته شدنش مثل جريان بنا كردن مسجد مقدس جمكرانه...يعني آقايي خواب يكي از علما رو ديدن كه گفتن فلان جا مسجدي بنا كن نشانه اش هم يه قبره...اون آقا چيزي پيدا نكرد تا وقتي كه براي خاك برداري به آنجا رفته بودند و قبري كه سراسر بوي عطر و گلاب مي داد پيدا كردن و مسجدي ساخته شد در اونجا به اسم مسجد صاحب الزمان .......................................................................................................................................... پرچماي سبز.......اسم آقا كه همه جا نقش بسته............هواي خنك.......محوطه اطراف كاملا شبيه جمكران اقا...... گويي خود جمكران...نمي دونيد چه حالي شده بودم...انگار اومده بودم جمكران..... گفتم آقا دعوتم كردي.....حرفمو شنيدي...دلتنگيمو درك كردي....قربان قلب پاكت..مولاي مهربونم اگه نمي شد بيام به خونه اصليت.....قسمت شد رفتم اونجا.....بچه ها جاتون خالي بود خيلي گريه كردم...حس خوبي بود.....خب حس خوبي هم هست وقتي ببيني اقا يه جورايي نگات كرده...مگه نه......همش گريه بود................آخه دقيقا احساس مي كردم اومدم جمكران...از اونطرف مي گفتم ببين اين قد لياقت نداشتم......كه اونجا ـ جمكران ـ برم....ولي آقا نخواست دلتنگ باشم خب همه اينا اشك آدمو در مياره...... اي دل غمين مباش كه مولاي ما مهدي(عج)است براي ظهورمولاي به اين مهربوني ۵ صلوات و اللهم عجل لوليك الفرج |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 آبان1386ساعت 10:44 توسط یاس |
|
|
ابا الصالح(عج)التماس دعا......هر کجا رفتی یاد ما هم باش...... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 15:47 توسط یاس |
|
|
آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني ، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي ، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم، دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟... بسوي کدام قبله نماز مي گذاري که ديگران نگذارده اند؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 14:12 توسط یاس |
|
|
هرچند که مهمان ملائک شدی اما.....
ای سبز به این باغ زمستان زده برگرد.....
اقا جون دلم هواي جمكران داره....دعوتم نمي كني...؟؟؟ کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در به جز این خانه مرا نیست پناهی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 آبان1386ساعت 10:59 توسط یاس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 آبان1386ساعت 11:5 توسط یاس |
|
|
اونروز يه نامه نوشتم........براي اقا
اين دعا را كردم اقا كمكم كن تا ادمي بشم كه ازم راضي باشي....نه طوري بشم كه شما با مهرباني كه داري دوستم داشته باشي...به خاطر خودم راضي باشي نه به خاطر لطف بزرگت....... الهي امين عجله دارم ببخشيد....وقت كنم بازم ميام از نظراتتون ممنووووووووووووووووون |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 آبان1386ساعت 8:56 توسط یاس |
|
|
سلام.............
سلام....................... فقط اومدم بگم.................. سلام و اينكه خيلي بي مقدمه...و رو راست........ دوستون دارم آقا..... آقا جونم..مولاي مهربونم همون دعاي هميشگي آقا جون دست هر كس رو كه حتي يك بار هم دلش براي شما لرزيده.....بگيريد.......مخصوصا اون (لطفا كنجكاو نشيد خود آقاي مهربونم از همه چي آگاهند.. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 آبان1386ساعت 11:56 توسط یاس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تو برای فرجت دست دعا را بردار...
شیعه را ورد زبان آمین است... گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست چون من در آن دیار هزاران غریب هست یا مهدی(عج)مولا.....ادرکنی ×××××××××××××× از بار گنه شد تن مسکینم پست یارب!چه شود اگر مرا گیری دست؟ گر در عملم آنچه تورا شاید نیست! اندر کرمت آنچه مرا باید هست السلام علیک یا فاطمه الزهـــــــــرا(س) ×××××××× قرار نيست به واسطه نوشتن براي چون اويي طلبکارش باشيم. آمده ایم تا بگوييم: "آقا ما بدهکاريم؛ خيلي هم بدهکاريم..." ×××××××××××× هیچ کس را طاقت لیلا پرستیدن نبود ، زین جهت لیلای من رخ از همه پنهان نمود ××××××××××××××××× اگه به سمت نور بری سایه ها پشت سرت قرار می گیرند |
|
RSS
|