تبليغاتX
آخر عشقا...مهدی صاحب الزمان(عج)
خدا جبران تمام نداشته های من است
سلام

دلم گرفته....به خاطر یه فکر اشتباه...یا هرچیز دیگه تهمت دوستی خاله خرسه روبهم زدن....!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 12:51  توسط یاسی | 

 

........

سلام...!

شرمندم.........شرمنده ی آقا...و شما....شرمنده خودم...

میدونم اون جشن بزرگ آسمونی دیروزبود....باور کنید نتونستم بیام....خیلی هم جلیز و بلیز کردم...نشد

امیدوارم هیچکس ازم خسارت دیرکرد نگیره....

تبریک

میلاد بسیارمبارک

 

عزیز دلمون...مولامون

 

اربابمون

 

امام زمانمون (عج)

 

برتمامی اهل باصفای عصمت

 

وبرقلبهای پاک

 

تهنیت بــــــــــــــــــــــاد

 

باشد تا با ظهورش شادی مارو

 

هــــــزاربرابر کند...

 

ان شاالله جشن ظهـــــور

 

هــــــــــــــــــــــــــــورااااا

آقا جون! نیمه شعبان...ما هم که بچه شیعه...

عیدی ما یادت نره(حتی با این که دیرآپیدم)!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 11:29  توسط یاسی | 
سلام.....

بعد از یه هفته دوباره اومدم..دوباره لیاقت پیدا کردم بیام اینجا....همش این بود::

۱-انتظار...شوق...دلتنگی....سلام

۲-وصال...شوق....دل شکسته...حرف دل....

۳-وداع ....گریه....دلتنگی....

و همش هوای اونجا هم صدا بود با سکوت حاصل از غربت....و غیبت!!و پر از دلتنگی..........

آه

............................................................................................

+ نوشته شده در  جمعه 25 مرداد1387ساعت 17:15  توسط یاسی | 

سلام.......سلام بر مولای خوبم صاحب الزمانم)عج(

خوبین؟

من که خوبم..............اخه دارم می رم مشهد..جمعه....تا یه هفته دیگه هم نیستم خدا می دونه شایدم بیشتر.......

خوشحالم.....حتما برای همه دعا می کنم

یه  هفته ای از دستم راحت می شین.....نایب الزیاره هستم....دعا کنید آقا بطلبه...تا اخرش خوب پیش بره........اومدم حسابی مینوسیم....البته اگه اومدم............

مخلص و ملتمس دعای همه دوستان هستم

مشهد دعا می کنم....شما هم دعا کنید ظهور آقا تو همین ماه شعبان باشه ان شاالله

فعلا

حلالم کنید بچه ها.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 23:16  توسط یاسی | 

****

      ديشب کسي براي تو سجاده وا نکرد

     بغضي ترک نديد و گلويي صدا نکرد

 انگار ما بـــدون حضور تو راحتيم

       و قتي کـسي براي ظهورت دعا نکرد

***

+ نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1387ساعت 9:50  توسط یاسی | 

خیلی دلم میخواد یکی اینو واسم روشن کنه.......که چرا؟؟من جزو کیا هستم؟؟

من کجای این حرفام؟؟؟؟ترو خدا...

تمام شب به خيال تو رفت و ، مي ديدم
 كه پشت پرده ي اشكم سپيده سر مي زد
***********

من صدا مي زنم :
” باز كن پنجره ، باز آمده ام
من پس از رفتنها ، رفتنها ؛
با چه شور و چه شتاب
در دلم شوق تو ، اكنون
 به نياز آمده ام
“داستانها دارم
از دياران كه سفر كردم و رفتم بي تو
از دياران كه گذر كردم و رفتم بي تو
بي تو مي رفتم ، مي رفتن ، تنها ، تنها
وصبوري مرا
كوه تحسين مي كرد
من اگر سوي تو برمي گردم
دست من خالي نيست
كاروانهاي محبت با خويش
ارمغان آوردم
من به هنگام شكوفايي گلها در دشت
باز برخواهم گشت
تو به من مي خندي
من صدا مي زنم :
آي باز كن پنجره را “
پنجره را مي بندي
با من اكنون چه نش
س
تنها ، خاموشيها
با تو اكنون چه فراموشيهاست
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد
...


سلام برتو ای مولای من...

اره ..باز منم...ببخشید اگه دوستم نداری ومن همیشه تورو مخاطب خودم قرار می دم

می دونم از مربانی و رافتت به حرفامم گوش می دی!ممنون

آقا میدونی چی شده!!خیلی خیلی بهتر از هر کسی

حتی بهتر از خودم می دونی چه زخمی به قلم خورده....

می دونی حس زجر آوریه وقتی جایی که به شدت دوسش داری دعوت بشی بعد صاحبخونه بهت برسونه نیا..نیا...تو وسط مهمونام خیلی ضایعی...

نیا ...اشتباه شد...کارت دعوت مال کس دیگریه...تو چرا این قدر هول کردی

اونم کی اینو بهت بگن..وقتی که از رفتن خودت مطمئنی...

من باید چی کار کنم؟؟؟؟!!!!!

این رسم عشق بازیه؟؟؟

اره می تونم خودمو امیدوار کنم بگم...

اگر با من نبودش او میلی

چرا ظرف مرا بشکست لیلی...

می شه امیدوار شد بهش....!!!

میدونم دلش می سوزه برام.......

منو باش فکر میکردم از بعد از اعتکاف چه جایزه هایی دارم می گیرم...زهی خیال باطل!!!!!

ز قطره قطره اشک من ببین که بوی تو می آید

دو دست خسته و لرزانم به سمت و سوی تو می آید

دوستانی که آقا خواستشون...رفتن....یاد من بی لیاقتم باشن...

که اگه آقا منومیخواست دعوتم میکرد تاآآآآآآآآآآآآآآآآآاخرش

آقا ....منو ببخش اگه کاری کردم...

شرمندگی کسی رو بپذیر که سزاوار مهر تو نیست....

.

.

.

همین! 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 8:52  توسط یاسی | 

تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي

چرا بهانه نگيرم چرا نمي آيي

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 11:20  توسط یاسی | 
سلام

یه گزارش توپ از مهمونی که رفته بودم می خوام بنویسم

به همین زودی......بر می گردم.............خدا بخواد دلم از اون غصه پاک شد....درواقع خودمو زدم به بی خیالی

*************************************************************

سلام بر گشتم:

اولین بارم بود همون اولین باری که می گن شیرین و به یاد ماندنیه...دوست داشتم برم....و رفتم!

کارت معتکفین دستم بود دیدم خیلیا دارن می رن توی مسجد...با یه عالمه وسیله....با خودم گفتم مگه دارن می رن پیک نیک...هرکدوم یه وانت بار.!!!!

توی خونه هم مامان همش بهم می گفت...اینو می ذارم برات اونو نیاز داری . از این نگرانی های مادرانه....ولی من قبول نمی کردم  به دو دلیل:یکی این که فکر نمی کردم نیاز می بود دوم این که حوصله نداشتم این همه وسیله با خودم ببرم...سوم این که ....*سبکبار باید می رفتی *...مثل این که ۳ تا دلیل شد!!

خلاصه متوجه شدم که اجازه نمی دن گوشی تلفن همراهم با خودمون ببریم(همون موبایل) ولی من قاچاقی اونو بردم تو

به هر حال با هر مشقتی بود اومدم توی مسجد و دیدم دوستم به اصطلاح جا گرفته بود در ابعاد ۳در ۴ برای دو نفر!!!!!!!!!!!!

دیگه همه جمع شده بودند ....و آماده ....دیدینجایی می رین مهمونی زود می رسین منتظرین فقط صاحبخانه درو باز کنه بریزین تو خونه.....ما هم همینطور بودیم.....

فعلا تا اینجاشو داشته باشین تا بعد

*******************************************************

از همون شب چهارشنبه شروع کردیم از سفره  رحمت خدا  فیض بردیم.....خیلی خوب بود...جاتون خالی!!!البته اونجا جا برای خودمونم نبود چه برسه جای شما اون فضای ۳در ۴ متری که برای خودمون گرفته بودیم تبدیل شده بود به ۳در ۴ سانتی متر...... فرداش هم روزه گرفتیم البته روز اول یه مقدار برای من دیر گذشت....شاید دلیلش هم این بود که برنامه ریزی درستی برای اون روز نداشتند...ما هم که اولین بارمون بود ....قوز بالا قوز.....یه عده همشمی خوابیدند....یه عده همش نماز می خوندند....آهان این نمازه  هست باید سوره یس و ملک رو بعد از حمدخوند.....شب اول و شب دوم خوندمش شب سوم که شده بود شش رکعت فقط تونستم دو رکعتشو بخونم چرا؟؟؟؟؟آخه دیگه توان نداشتم نه ایستاده و نه نشسته اونو بخونم ...رسما کاسه زانو هام داشت از جا در میومد....تا اینکه رسیدیم به روز آخر و اعمال ام داوود!!!!! گفتیم خب ببینیم این اعمال چی هستند..به به....سوره انعام .و.... تازه آخرشم نوشته بود از اینجا تا اخر قران.....گفتم خب یهویی می گفتی کل قرآن جز سوره بقره....

از بعد از ظهر شروع کردیم و تا مغرب چیزی نبود تند تند خوندن....غلط غلوط....فقط خوندن...بینش یکی از این طرف می افتاد ....یکی از اون طرف....البته منم نتونستم کامل انجامش بدم...-با عرض شرمندگی-

وبالاخره روز وصال خانواده ها به فرزندان گلشان رسید و بوی اسپند وگل و...فضای مسجدرو پر کرده بود...فضای دیدنی وجالبی بود....

نا گفته نماند تو این اعتکاف بغل دستی ام حاجت روا شد!!!!....و یه عالمه مطلب معنوی و زیبای دیگه هم اتفاق افتاد که شاید حق مطلب با گفتن اونها ادا می شد...ولی نه توی این مطلب مزخرف بالا....

ان شاالله به وقتش.......

                                                                اللهم عجل لولیک الفرج

پی نوشت:

یه عالمه حرف  ودرد دل دیگه هم داشتم که میتونستم اینجا بنویسم....اما......................!!!

این پست هم متفاوت با بقیه پست هام بود....کاش می شد عقده دل رو همین جا باز کرد..... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 17:28  توسط یاسی | 

درد این دل بی قرار وآشووووب من......!!!!!!کجاست مامنی که به آن پناه برم.....؟؟؟؟؟؟

درد دل آدمي را بيدار ميکند،روح را صفا ميدهد،غرور وخود خواهي را نابود ميکند، نخوت و فراموشي را از بين ميبرد وانسان را متوجه خود ميکند. (( چه مقدس است اين درد))

                                                                                     

                                                                                                                ((شهيد چمران))

                        

کجاست کسی که به درد دل من گوش بده.....هیچ کس

مرام اقا رو عشقه...............همه بی وفا و بی مرامند...

 دعام کنید دوستای عزیزم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 11:31  توسط یاسی | 
السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)

سلام بر تو ای مولای مهربااااااااااااااااااانم

امتحانم تموم شد......می دونم شما هم به این نمره ها راضی نیستتید........ببخشید

ولی می خوام یه چیزی بگم مولا

تو این دو  سه هفته................وقتی دلم تنگ می شد و قتی غمباد میگرفتم....وقتی اشکمطاقت نداشتتو چشمم بمونه اینجا هم که نمیتونستم بیام بنویسم...بدتر این قددلم می گرفت......

یه کاغذ بر می داشتم....میوشتم.....می نوشتم......و اشک میریختم

آقا جان

وقتی داشتم کمدمو تمیز میکردم نامه ها مو بهت دیدم هرکتابی روبازمیکردم یه کاغذ بینش بود که .....

نامه ای به مولای خوبم      نامه...نامه.....

ببین چه رفیقی هستی برای دل تنهام.............من اونجا فقط شما روداشتم....رفیقم شمابودی

و چه خوب رفیقی بودی آقا..................ولی دیدی  خودمو الکی از جمکرانت محروم کردم.....

الان دوباره اومدم جایی که...باید اشکام اسیرکنم توی این چشمای پرگناهم که یه وقت هوس نکنن بریزنو

.....

دلم تنگ می شه برای اون گریه ها.......و دلتنگی مرگ تدریجیه......

قربانت برم مولا که وقتی دلم تنگ شه برات کاری جز اشک ریختن ندارم........

تنها چیزی که تو چنته دارم همین اشکه  

مولا اینجا رودوست  ندارم.............اینجاغریب تری.....اینجا  دلم سرگرم آدماست

اونجا تنها بودم و به یادت  عزیزم.........شرمندم اگه مثل همیشه کوتاهی میکنم ..و مطمئنم تو این تابستون.و..... اینجا....                      خدا نکنه آقا برام دعا کن که نخوام بیشتر از این دلتو بشکنم

من همینجوری کلی شرمنده روی مبارکت هستم.....کاش می شد بغضمو بترکونم......گریه کنم

و نمی دونی چقد دلم میخواد اشکاشو آزاد کنه........ببین چقد غریبی که حتی بایداین اشکای ناقابلم پنهان کنم.....امیدوارم در راه تو بمیرم مولا.................جانم فدای یک لحظه عنایتت

چهارشنبه می رم اونجا.....ان شاالله........................همون مکان وصال....

                                         اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 12:58  توسط یاسی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
تو برای فرجت دست دعا را بردار...
شیعه را ورد زبان آمین است...
ناز قدمای آقا صلوات...
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست
یا مهدی(عج)مولا.....ادرکنی
××××××××××××××
از بار گنه شد تن مسکینم پست

یارب!چه شود اگر مرا گیری دست؟

گر در عملم آنچه تورا شاید نیست!

اندر کرمت آنچه مرا باید هست

السلام علیک یا فاطمه الزهـــــــــرا(س)
××××××××
قرار نيست به واسطه نوشتن براي چون اويي طلبکارش باشيم. آمده ایم تا بگوييم: "آقا ما بدهکاريم؛ خيلي هم بدهکاريم..."

پیوندهای روزانه
دفتر خاطرات عمومی
بوي نرگس ،گل ياس
كتاب هايي در مورد حضرت مهدي(عج)
عشق و زندگی
باور كن
دعا كليد ظهور
دايركتوري هاي قرآني
هلو
اشکستان
والپیپر های زیبا
ترفندکده
موعود
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
دی 1385
شهریور 1385
پیوندها
منتظر ناشناس
پیامبر امید
عالیه
جمعه های سوت و کور-
دوزخ....
گل نرگس بیا...-پر بار-
تمام خلقت در انتظارند..
یا قمر بنی هاشم...
دنیای من
خبری در راه است....کاملا پر بار
اسلام عليك يا اهل بيت النبوة
سائلين الزهرا سلام الله عليها
انتظار منتظر
يا لثارات الحسين
کعبه انتظار 2
صبح سوخته...
گنبد طلاي امام رضا(ع)
شايد اين جمعه بيايد......شايد!
الغوث الغوث يا صاحب الزمان(عج)
والپيپرهاي مذهبي خيلي زيبا...هديه به دوستان خوبم
عاشق حسين
منتظران ظهور
انصار مهدی...خدا کند صاحبش زودتر یاید
رقص گلها
سایت رسمی امام حسین(ع) و حضرت علی اصغر(ع)
سلام علی آل یاسین
در اوج تنهایی
عاشقان مهدی
بوی خوش ظهور
زيارت سريع و زنده اماكن مقدس
انتظار سبز
آخرین جمعه
همه قصه من....!!
شمیم یار
ترویج اسلام
شبکه جهانی اطلاع رسانی امام مهدی
مرکز اطلاع رسانی جهانی اهل بیت.(ع)
گل لیلا
غايب هميشه حاضر
بصائر
کلکسیونر×ویژه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

از رخ ماه علمدار حسين   عشق غش کرد،به او آب بزنيد

JavaScript Codes

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان